دوفصلنامۀ علمی دین و دنیای معاصر

دوفصلنامۀ علمی دین و دنیای معاصر

نقد و بررسی برداشت هفت زمین از «وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ» در آیۀ دوازدهم سورۀ طلاق و نسبت آن با دانش جدید

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
چکیده
آخرین آیۀ سورۀ طلاق از «خلق هفت آسمان و مانند آن‌ها از زمین» سخن گفته است. تمرکز مفسران ذیل این آیه حول مسألۀ مقصود از «مثلهنّ» و تشابه بین آسمان‌ها و زمین (عدد، طبقه‌ای بودن، کروی بودن، قدرت الهی و …)، شکل گرفته است. هدف این مطالعه بررسی این مسأله است که بیشتر مفسران بر چه اساسی و با چه دلائلی وجه مشابهت را در عدد دانسته‌اند؟ و چگونه این تفسیر، با وجود نداشتن قرائن متنی کافی، به تفسیر مشهور تبدیل شده است؟ این مطالعه با روش تحلیل متنی، نقد روایات، نقد دیدگاه‌های مفسران و کیهان‌شناسی تطبیقی، به سه دسته یافته کلیدی رسیده است: 1- یافته‌های متنی: ناسازگاری تفسیر هفت زمین با کاربرد مفرد «ارض» در تمام آیات قرآن. 2- یافته‌های روایی: اتکای تفسیر مشهور بر روایات ضعیف با خاستگاه افسانه‌‌ای. 3- یافته‌های روش‌شناختی: غلبه سنت تفسیری بر تحلیل متن در فرآیند فهم قرآن. بررسی‌ها نشان می‌دهد متن آیه حاکی از مفرد بودن زمین است و تنها وجه مشابهت محتمل در «مثلهن» در عدد نیست. مطالعۀ حاضر نتیجه می‌گیرد تفسیر مشهور هفت زمین از این آیه تحت تأثیر سه عامل اصلی شکل‌گرفته‌است: نخست، روایاتی که بازتاب‌دهنده باورهای کیهان‌شناسی باستانی هستند؛ دوم، تعمیم روایاتی که عبارت هفت زمین در آن‌ها مصداق دیگری دارد؛ سوم، سنت تفسیری که موجب تداوم این برداشت تا دورۀ معاصر و نادیده‌گرفتن یافته‌های قطعی کیهان‌شناسی امروزی شده‌است.
کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله English

A Study of the interpretation of the seven earths from "Wa men al-arz e mithlahun" (“وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ”) (65:12) and its relation to science

نویسندگان English

Ahmad Amin Yousefi 1
Kazem Ghazizadeh 2
1 Department of Quranic and Hadith Sciences, Tarbiat Modares University.
2 Department of Quranic and Hadith Sciences, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran.
چکیده English

This article re-examines Qur’an 65:12 — “God created seven heavens and of the earth their like” — which has traditionally been interpreted as referring to the creation of “seven earths.” The study identifies a major tension between the verse’s linguistic structure and the dominant exegetical view, which lacks direct textual evidence yet remains prevalent across classical and modern tafsīr. Through a Textual Analysis, Hadith Critique and Comparative Cosmology approach, the research analyses (1) the grammatical and syntactical possibilities of mithlahunna, (2) the isnād and matn of related ḥadīth reports in both Sunni and Shi‘i sources, and (3) parallels with ancient cosmological models in Hindu, Greek, and Zoroastrian traditions. The findings demonstrate that the “seven earths” interpretation emerged not from Qur’anic semantics but from early exegetes’ reliance on weak or mythologically influenced reports, reinforced by exegetical convention. By disentangling textual meaning from inherited cosmological assumptions, this study highlights how pre-Islamic conceptions of the cosmos shaped tafsīr and argues for a method that privileges Qur’anic coherence over narrative tradition.

کلیدواژه‌ها English

Qur'
an 65:12, Seven Earths, Ancient or mythological cosmologies, Exegetical convention,, Exegetical tradition
ارسال نظر در مورد این مقاله
نام را وارد کنید.
نشانی پست الکترونیکی را به درستی وارد کنید.
وابستگی سازمانی را به درستی وارد کنید.
توضیحات را وارد کنید (حداقل 50 حرف)
CAPTCHA Image
شناسه امنیتی را به درستی وارد کنید.

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 21 بهمن 1404