<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>دوفصلنامۀ علمی دین و دنیای معاصر</title>
    <link>https://religion.mofidu.ac.ir/</link>
    <description>دوفصلنامۀ علمی دین و دنیای معاصر</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 21 Apr 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 21 Apr 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>آسیب‌شناسی برداشت‌های استحسانی از قرآن</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_732958.html</link>
      <description>ضرورت طرح مباحث قرآنی در جامعه و در سطح مخاطبان عام و به عبارت دیگر کاربردی کردن مباحث قرآنی، برخی از قرآن‌پژوهان را به این سو سوق داده که افزون بر تفسیر متعارف آیه، بخشی را به درس‌ها، نکته‌ها و پیام‌های قرآنی اختصاص دهند. این برداشت‌ها مبتنی بر قواعد ادبیات عرب و اصول محاوره عقلایی نیست بلکه انتقال ذهن از آیه یا بخشی از آن به مطلبی است که درستی آن از نظر عقل، شرع، تجربیات بشری و عرف پذیرفته شده است. این شیوه که در سال‌های اخیر مورد توجه برخی از مدرسان و سخنرانان قرار گرفته مشروط بر رعایت برخی الزامات می‌تواند دارای کارکردهای مثبتی باشد. این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی سامان یافته، با بررسی نمونه‌های متعدد از برداشت‌های استحسانی، ضمن بیان برخی کارکردهای مثبت این گونه برداشت‌ها از قرآن، به بیان برخی آسیب‌های آنها پرداخته است. یافته‌های این پژوهش نشان از آن دارد که مهم‌ترین آسیب این گونه برداشت‌ها عبارت است از تلاش برای اثبات بدیهیات با آیات قرآن، ناسازگاری با دلالت و ظهور آیه، ناسازگاری با ظهور دیگر آیات قرآن و مخالفت با منطق قرآن و داده‌های عقلانی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل برساخت‌گرایانه از برخی مسائل اصول فقه در پرتو نظریة جان رالز</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_733404.html</link>
      <description>برساخت‌گرایی، مفهومی است که در تفسیر کانتی از اخلاق ریشه دارد و جان رالز، فیلسوف آمریکایی، آن را در بنیادگذاری اصول عدالت و نظریۀ &amp;amp;laquo;عدالت به‌مثابۀ انصاف&amp;amp;raquo; بسط و سامان فلسفی بخشید. برساخت‌گرایی اخلاقی بر این باور است که اصول اخلاقی نه واقعیت‌هایی مستقل و پیشین، بلکه محصول توافق عقلانی میان فاعل&amp;amp;rlm;های اخلاقی در فرایندی فرضی یا آرمانی‌اند. این پژوهش می‌کوشد با تکیه بر صورت‌بندی رالز از نظریۀ برساخت‌گرایی، امکان به‌کارگیری آن را در تحلیل مسایل اصول فقه اسلامی بررسی کند. روش تحقیق، تحلیلی ـ مفهومی و تطبیقی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که برخی مسائل اصولی، همچون نظریۀ تصویب، إجزاء، عدول از فتوا و اجتهاد در فرض انسداد، قابلیت تفسیر برساخت‌گرایانه دارند؛ بدین معنا که در این موارد، حکم شرعی نه امری از پیش موجود، بلکه متکی بر فرایند عقلانی اجتهاد است. هدف نهایی مقاله، گشودن افقی نو برای گفت‌وگوی میان‌فرهنگی میان فلسفۀ اخلاق مدرن و سنت فقهی اسلامی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی احتمال حکم ولایی بودن زکات از منظر آیه الله منتظری</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_735286.html</link>
      <description>زکات به‌عنوان یکی از مهم‌ترین واجبات دینی در شریعت اسلامی، همواره مورد توجه فقهاء بوده و تلقی غالب آنان بر شرعی بودن حکم آن است. با این حال، آیت‌الله منتظری برای نخستین بار در میان فقهاء شیعه، احتمال ولایی بودن حکم زکات را مطرح ساخته است؛ احتمالی که در صورت پذیرش، پیامدهای نظری و عملی قابل توجهی در حوزه فقه حکومتی و مدیریت منابع مالی مسلمانان خواهد داشت. این نوشتار با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوا، به بررسی دقیق این دیدگاه پرداخته و ضمن تبیین دلایل موافق، چالش‌های اساسی پیش‌روی آن را نیز مورد توجه قرار داده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بر اساس فروض و مبانی آیت‌الله منتظری، می‌توان ادعای ایشان را تا حدی تأیید کرد؛ البته این تأیید مشروط به حل دو چالش مهم است: نخست، روایات متعدد که بر انحصار زکات در نه مورد دلالت دارند؛ و دوم، ماهیت عبادی زکات که پذیرش ولایی بودن آن را با دشواری‌هایی همراه می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی انتظارات فارابی از دین با تکیه بر دیدگاه‌های فلسفی وی</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_735285.html</link>
      <description>در این مقاله، تلاش شده است تا با تاکید بر دیدگاه‌های فلسفی ابونصر محمد بن محمد فارابی، فیلسوف مسلمان سده چهارم هجری، مانند تعریف دین به نظامی جامع و فراگیر که باید به نیازهای فردی و اجتماعی انسان پاسخ دهد یا تأکید وی بر سعادت فردی به معنای کمال و تجرد عقلانی و سعادت اجتماعی به معنای تحقق جامعه‌ای فاضل و عادل، انتظارات وی از دین بیان شده و در نهایت، در ارزیابی دیدگاه‌های وی، انتظار وی از دین متناسب با نیازهای سطوح عالی انسان، توجه به زبان تمثیلی متون مقدس برای عموم مردم،استفاده وی از نظریه‌های فلسفی برای دفاع از آموزه‌های دین و تأکید بر کارکرد اجتماعی دین متناسب با شرایط تاریخی از نکات برجسته دیدگاه او شمرده شده است. اما در انتقاد از دیدگاه های وی، بیان شده است که اولا تعریف او از سعادت و مدینه فاضله آرمانی است ثانیا دیدگاه وی درباره نسبت دین و فلسفه مستلزم تقلیل دین به فلسفه است ثالثا دیدگاه وی درباره دین، برغم گستردگی دامنه آن، همه ابعاد دین را دربر نمی‌گیرد و از این جهت هم، مستلزم تقلیل دین به برخی ابعاد دین است رابعا اگرچه، طبق دیدگاه وی درباره دین، دین به نیازهای معرفتی، اخلاقی، روانی و اجتماعی انسان‌ها پاسخ دهد ولی بنظر می‌رسد که انتظار پاسخ گویی انحصاری دین به تمام این انتظارات بسیار دشوار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه تسلط بر نفس و تسلط بر مال و تأثیر آن در مسائل جدید فقهی</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_733414.html</link>
      <description>قاعده تسلیط، به عنوان یکی از قواعد بنیادین فقهی، ناظر بر حق تصرف و سلطه انسان بر اموال خود است. اما پرسش مهمی که مطرح می‌شود این است که آیا می‌توان دامنه این قاعده را تا جایی گسترش داد که شامل سلطه انسان بر نفس یا بدن خودش هم شود؟ یعنی، آیا قاعده تسلیط می‌تواند مبنایی برای مشروعیت‌بخشی به تصرفات بدنی مانند اهدای عضو، خودکشی یا سایر تصرفات فرد در بدنش باشد؟ در این پژوهش، با بررسی دیدگاه‌ها و مستندات فقهی، همچنین نقد استدلال‌هایی مانند قیاس اولویت، سیره عقلا و ادله نقلی، روشن می‌شود که قاعده تسلیط صرفاً دلالت بر اموال دارد و برای اثبات سلطه انسان بر نفس خویش، دلیل کافی فراهم نمی‌کند. در نهایت، این نتیجه به دست می‌آید که گرچه دیگران بدون اجازه، مجاز به تصرف در جان و بدن انسان نیستند، اما این امر به معنای ولایت تام فرد بر نفس خود تلقی نمی‌شود.بر این اساس، ضرورت دارد مسائل نوپدید فقهی مربوط به جان و بدن، از جمله اهدای عضو، با دلایل مستقل و قواعد خاص خود مورد بررسی قرار گیرند و نمی‌توان صرفاً با توسعه قاعده تسلیط، پاسخگوی این مسائل بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش هوش مصنوعی در بازتعریف ساختارهای اجتماعی و معنویت دینی</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_733405.html</link>
      <description>هوش مصنوعی (AI)، با قابلیت پردازش داده‌های کلان و تصمیم‌گیری خودکار، ساختارهای اجتماعی و معنویت دینی را بازتعریف کرده است. این پژوهش تأثیرات این فناوری بر الگوهای ارتباطی، نقش‌های شغلی، و نهادهای دینی را بررسی کرده و چالش‌هایی نظیر انزوای اجتماعی، نابرابری طبقاتی، و مکانیکی شدن تجربه دینی را تحلیل می‌کند. مسئله محوری، دوگانگی فرصت‌ها و تهدیدهای هوش مصنوعی در حفظ انسجام اجتماعی و اصالت معنوی است. روش پژوهش، رویکرد کیفی مبتنی بر تحلیل محتوای متون علمی و دینی با بهره‌گیری از نظریه‌های جامعه‌شناختی و الهیاتی است. یافته‌ها نشان می‌دهند که هوش مصنوعی با جایگزینی تعاملات انسانی با سیستم‌های خودکار، پیوندهای اجتماعی را شکننده و خطر انزوای اجتماعی را افزایش داده است. اتوماسیون مشاغل سنتی، بیکاری اقشار کم‌مهارت و تعمیق شکاف طبقاتی را به دنبال داشته است. در حوزه دینی، خدمات مذهبی خودکار، مفاهیم اراده آزاد و مسئولیت اخلاقی را به چالش کشیده و تجربه معنوی را داده‌محور کرده است. کاهش مرجعیت نهادهای دینی نیز از پیامدهای این تحولات است. با این حال، هوش مصنوعی با بهینه‌سازی تخصیص منابع و ترویج ارتباطات مبتنی بر ارزش‌های اخلاقی، می‌تواند انسجام اجتماعی و دینی را تقویت کند. این پژوهش بر ضرورت مدیریت اخلاقی هوش مصنوعی برای ادغام ارزش‌های انسانی و دینی تأکید دارد تا تعادلی میان پیشرفت فناوری و حفظ هویت اجتماعی و معنوی برقرار شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربست روش اجتهادی شیخ انصاری در تحلیل فقهی معنای هنر</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_735149.html</link>
      <description>در فرایند استنباط احکام فقهی، شناخت موضوعات، حدود و ثغور آن‌ها نقش تعیین کننده‌ای دارد. هنر از موضوعاتی است که تعیین حکم فقهی آن، بستگی به شناخت مفهوم آن دارد. در این مقاله تلاش شده است تا با روش اجتهاد در معناشناسی، تعریف مشخصی از هنر ارائه شود. روش اجتهاد در معنا، شیوه‌ای پویا در کشف معنای عناوین فقهی است که از سوی فقها نواندیش چون شیخ انصاری، علامه‌نراقی، صاحب‌جواهر و اصفهانی مورد استفاده بوده است. نگارنده به هدف تحلیل فقهی مفهوم هنر، با استفاده از روش اجتهاد در معنا با رویکرد توصیفی تحلیلی، در‌صدد برآمده تا برای هنر در چارچوب فقه تعریف موجهی ارائه نماید. نتایج تحقیق چنین نشان می‌دهد که روش اجتهاد در معنا جهت تحلیل عناوین فقهی کارآمد است. نتیجه کاربست این روش در تحلیل معنای هنر، ارائه تعریف مفهومی از هنر است که از منظر فقه عبارت است از &amp;amp;laquo;تخیل ظهور یافته در صورتِ زیبای اعجاب برانگیز حکایت‌گر&amp;amp;raquo;. با توجه به تعریف یادشده، سایر اوصافی که در کلام فقهاء آمده، واجد حیث تعلیلی هستند و واسطه در عروض حکم هستند و در تحقق مفهوم هنر موضوعیت ندارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد و بررسی برداشت هفت زمین از &amp;laquo;وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ&amp;raquo; در آیۀ دوازدهم سورۀ طلاق و نسبت آن با دانش جدید</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_734157.html</link>
      <description>آخرین آیۀ سورۀ طلاق از &amp;amp;laquo;خلق هفت آسمان و مانند آن‌ها از زمین&amp;amp;raquo; سخن گفته است. تمرکز مفسران ذیل این آیه حول مسألۀ مقصود از &amp;amp;laquo;مثلهنّ&amp;amp;raquo; و تشابه بین آسمان‌ها و زمین (عدد، طبقه‌ای بودن، کروی بودن، قدرت الهی و &amp;amp;hellip;)، شکل گرفته است. هدف این مطالعه بررسی این مسأله است که بیشتر مفسران بر چه اساسی و با چه دلائلی وجه مشابهت را در عدد دانسته‌اند؟ و چگونه این تفسیر، با وجود نداشتن قرائن متنی کافی، به تفسیر مشهور تبدیل شده است؟ این مطالعه با روش تحلیل متنی، نقد روایات، نقد دیدگاه‌های مفسران و کیهان‌شناسی تطبیقی، به سه دسته یافته کلیدی رسیده است: 1- یافته‌های متنی: ناسازگاری تفسیر هفت زمین با کاربرد مفرد &amp;amp;laquo;ارض&amp;amp;raquo; در تمام آیات قرآن. 2- یافته‌های روایی: اتکای تفسیر مشهور بر روایات ضعیف با خاستگاه افسانه‌‌ای. 3- یافته‌های روش‌شناختی: غلبه سنت تفسیری بر تحلیل متن در فرآیند فهم قرآن. بررسی‌ها نشان می‌دهد متن آیه حاکی از مفرد بودن زمین است و تنها وجه مشابهت محتمل در &amp;amp;laquo;مثلهن&amp;amp;raquo; در عدد نیست. مطالعۀ حاضر نتیجه می‌گیرد تفسیر مشهور هفت زمین از این آیه تحت تأثیر سه عامل اصلی شکل‌گرفته‌است: نخست، روایاتی که بازتاب‌دهنده باورهای کیهان‌شناسی باستانی هستند؛ دوم، تعمیم روایاتی که عبارت هفت زمین در آن‌ها مصداق دیگری دارد؛ سوم، سنت تفسیری که موجب تداوم این برداشت تا دورۀ معاصر و نادیده‌گرفتن یافته‌های قطعی کیهان‌شناسی امروزی شده‌است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی تطور معناشناختی &amp;laquo;اعجمی&amp;raquo; در آیه 103 سوره نحل: تحلیل تعامل گفتمان‌های کلامی و تفاسیر قرآنی</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_733415.html</link>
      <description>این پژوهش با روش تحلیل انتقادی تاریخی به بررسی تطور معناشناختی واژه &amp;amp;laquo;اعجمی&amp;amp;raquo; در آیه 103 سوره نحل می‌پردازد. تحول معنایی واژه &amp;amp;laquo;اعجمی&amp;amp;raquo; را می‌توان در چهار دوره تاریخی پیگیری کرد. در نخستین دوره، (قرون اول تا چهارم)، مفسران این واژه را صرفاً در چارچوب زمینه تاریخی نزول آیه و به معنای سخن گفتن به زبانی غیر از عربی تفسیر می‌کردند. در دوره دوم (قرون پنجم و ششم)، معنای آن گسترش یافت و ارتباط اولیه با مفهوم اعجاز برقرار شد. دوره سوم (قرن هفتم) با آثار فخر رازی و بیضاوی، نقطه عطف این تحول معنایی به شمار می‌رود؛ زیرا در این دوره &amp;amp;laquo;اعجمی&amp;amp;raquo; به صراحت در چارچوب نظریه اعجاز زبانی قرآن بازخوانی شد و به دلالتی جدید و تأثیرگذار بدل گردید. در دوره چهارم (قرن هشتم تا پانزدهم)، پیوند میان &amp;amp;laquo;اعجمی&amp;amp;raquo; و نظریه اعجاز قرآن تثبیت شد و خوانش متأخر (اعجاز محور) جایگزین خوانش متقدم گردید. نکته قابل توجه، تأخیر زمانی معنادار بین نظریه‌پردازی‌های کلامی-ادبی دانشمندانی چون رمانی، خطابی و باقلانی در قرون چهارم و پنجم با بازتاب آن‌ها در تفاسیر قرآنی است. تحلیل بسترهای فرهنگی-اجتماعی نشان می‌دهد که سه جریان اصلی در این تحول نقش داشته‌اند: مجادلات با اهل کتاب، جنبش شعوبیه، و مناظرات کلامی میان معتزله و اشاعره.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی تنزیلی نهادینه سازی آیات معاد در سور مکی</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_733416.html</link>
      <description>معاد، پس از توحید، بنیادی‌ترین رکن الهیات اسلامی است و نقشی محوری در تعیین نسبت انسان با مرگ، مسؤولیت و حیات جاودان دارد. این پژوهش با رویکرد تنزیلی، بر پایه تحلیل محتوای آیات معاد در سوره‌های مکی، می‌کوشد الگوی تدریجی نهادینه‌سازی این باور را در متن دعوت نبوی بازسازی کند. روش تحقیق، توصیفی ـ تحلیلی است و دو متغیّر &amp;amp;laquo;ترتیب نزول&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تنوع مخاطب&amp;amp;raquo; را محور قرار می‌دهد. یافته‌ها نشان می‌دهد پیامبر اکرم(ص) در برابر انکار نظام‌مند معاد، از راهبردی چندمرحله‌ای و مخاطب‌محور بهره برده و چهار بُعد تطوری، روان‌شناختی، جامعه‌شناختی و سبک‌شناختی را در سامان‌دهی پیام قرآنی به کار گرفته است. مؤلفه‌هایی مانند تصاعدِ استدلالی، تحول خطاب، توازن عذاب و رحمت و پیوند توحید ـ نبوت ـ معاد، ابزار اقناع ذهنی و تحریک عاطفی مخاطبان بوده‌اند. نتیجه آن است که قرآن، با ترکیب محتوا و روش، الگویی چندلایه برای تثبیت ایمان به معاد ارائه کرده که امروز نیز می‌تواند در تعلیم اعتقادات و گفتمان‌سازی دینی به کار رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین و بررسی تئودیسه‌ دفاع از اختیار در توجیه شرور</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_734054.html</link>
      <description>این نوشته به بررسی و نقد تئودیسه دفاع از اختیار می‌پردازد. نظریه ای که مسئولیت شرور اخلاقی را بر عهده انسان می‌گذارد و با تاکید بر آزادی اراده، وجود شرور اخلاقی را با باور به خدای قادر مطلق و خیرخواه محض توجیه می‌کند. آگوستین و پلانتینگا از جمله مدافعان و قائلان به این دیدگاه هستند که معتقدند آزادی انسان هرچندبا رنج و شرور همراه است، اما امکان ظهور و وجود فضایل اخلاقی و معنوی را فراهم می‌سازد. در این مقال، با تحلیل سفر پیدایش در کتاب مقدس، و دیدگاه سنتی با نقدهای معاصر که ترکیبی از دیدگاه‌های فلسفی و کلامی و اخلاقی است،محدویت‌های این تئودیسه نشان داده می‌شود: از جمله معضل توجیه و تبیین شدت و حدت شرور تاریخ بشر، تناقض و تعارض میان علم وقدرت مطلق و خیوخواهی خداوند و آزادی انسان ، و وابستگی این نظرگاه به روایت هبوط آدم و حوا. البته به نقدهای ارائه شده پاسخ داده شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حدیث پژوهی از منظر روش‌های معاصر: بررسی روش‌های تاریخ‌گذاری احادیث در میان خاورشناسان و اصطلاحات نوپدید آن</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_733417.html</link>
      <description>با گذشت زمان، نوع مسئله‌ها، روش تحقیق و نظریه‌پردازی اسلام‌شناسان غربی در حوزه مطالعات بیناعلمی در حدیث تطور یافته است؛ ازاین‌رو آشنایی با روش خاورشناسان در تاریخ‌گذاری احادیث و مفاهیم و اصطلاحات آن و میزان ثمربخشی شیوه آنان در تأیید و عدم تأیید روایات از ضرورت‌های این پژوهش است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه‌ای انجام شده است. نخست انواع و روش‌های تاریخ‌گذاری احادیث به‌منزلۀ یکی از روش‌های نوین علمی و گشایش راه‌های جدید برای فهم و درک احادیث، تعریف و تبیین می‌شود و سپس مهم‌ترین مفاهیم و اصطلاحات کاربردی در این زمینه معرفی می‌گردد. نتایج حاکی از آن است که با استفاده از روش تاریخ‌گذاری احادیث، به‌خصوص روش تحلیل اسناد-متن به‌طور توأمان، می‌توان به نتایج کارآمدی چون واضح و آشکار شدن اختلاف اسانید و طرق مختلف راویان حدیث که اکثراً با ترسیم طرق نقل در شبکه اسناد حدیث و نیز به دست آوردن سیر تطوری متون حدیثی که با بررسی منابع مختلفی که این حدیث در آنها نقل‌شده و نیز دستیابی به اطلاعات رجالی راویان و ترجمۀ آنها و فضای تاریخی حدیث و بازیابی اندیشه‌های راوی در مطاوی متون حدیث که گاه به‌صورت توضیحی ذکرشده است، دست یافت. همچنین درک دقیق مطالب پیش‌زمینه‌‌ای و مفاهیم و اصطلاحات نوپدید در حیطه فهم روش تاریخ‌گذاری احادیث از نتایج مهم این پژوهش است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
