<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>دوفصلنامۀ علمی دین و دنیای معاصر</title>
    <link>https://religion.mofidu.ac.ir/</link>
    <description>دوفصلنامۀ علمی دین و دنیای معاصر</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 21 Apr 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 21 Apr 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>شناسنامه علمی شماره 22</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_736019.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>نقش ملاحظات اخلاقی در استدلال فقهی</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_737233.html</link>
      <description> پرسش از جواز یا لزوم تکیه بر ملاحظات اخلاقی در فقه و شرایط اعتبار استدلال فقهی مبتنی بر این ملاحظات، یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها در معرفت‌شناسی فقه و هرمنیوتیک فقهی است. این پرسش علاوه بر اهمیت نظری از نظر عملی نیز اهمیت شایانی دارد، زیرا اصلاحات اخلاقی مُوَجَّه و منظم در فقه در گرو یافتن پاسخی شایسته برای آن است. این مقاله می‌کوشد این پرسش را از دو منظر توصیفی و هنجاری بررسی کند. در بررسی این پرسش از منظر توصیفی، می‌کوشم جایگاه این ملاحظات را در &amp;amp;laquo;استدلال فقهی آنگونه که هست&amp;amp;raquo; صورت‌بندی، بررسی و نقد کنم. در روش تحقیق سنتی رایج در فقه، ملاحظات اخلاقی به خودی خود یا هیچ جایگاهی در استدلال فقهی ندارند یا اگر جایگاهی داشته باشند، اعتبار (/جواز یا لزوم استفاده از) این ملاحظات در گرو این است که هم خود این ملاحظات و هم نتیجه استدلال مبتنی بر آنها &amp;amp;laquo;قطعی&amp;amp;raquo; باشد، نه &amp;amp;laquo;ظنّی&amp;amp;raquo;. از سوی دیگر در بررسی این پرسش از منظر هنجاری می‌کوشم جایگاه ملاحظات اخلاقی را در &amp;amp;laquo;استدلال فقهی آنگونه که باید باشد&amp;amp;raquo; شناسایی و توصیه کنم. نتیجه این کوشش چنین است: ملاحظات اخلاقی، حتی اگر قطعی باشند به خودی‌خود، نقشی ضروری در توجیه باور فقهی به &amp;amp;laquo;وجود&amp;amp;raquo; حکمی در شریعت ندارند، اما خواه قطعی باشند و خواه ظنّی، تحت شرایط خاصی نقش مهمی در سه مورد زیر بازی می‌کنند: اول در توجیه باور فقهی به &amp;amp;laquo;نبود&amp;amp;raquo; حکم شرعی ناسازگار با این ملاحظات در شریعت؛ دوم در جلوگیری از تمسک به دلایل نَقلیِ ناسازگار با ملاحظات اخلاقی و سد کردن راه توجیه باور فقهی به حکم شرعی ناسازگار با این ملاحظات و سوم در جلوگیری از اجرای اصول عملیه. پرسش اصلی مقاله شکل‌های متنوعی به خود می‌گیرد که برای یافتن پاسخ مناسب برای آن، ناگزیریم آنها را شرح و بسط دهیم و صورت‌بندی کنیم.‌</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب‌شناسی برداشت‌های استحسانی از قرآن</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_732958.html</link>
      <description>ضرورت طرح مباحث قرآنی در جامعه و در سطح مخاطبان عام و به عبارت دیگر کاربردی کردن مباحث قرآنی، برخی از قرآن‌پژوهان را به این سو سوق داده که افزون بر تفسیر متعارف آیه، بخشی را به درس‌ها، نکته‌ها و پیام‌های قرآنی اختصاص دهند. این برداشت‌ها مبتنی بر قواعد ادبیات عرب و اصول محاوره عقلایی نیست بلکه انتقال ذهن از آیه یا بخشی از آن به مطلبی است که درستی آن از نظر عقل، شرع، تجربیات بشری و عرف پذیرفته شده است. این شیوه که در سال‌های اخیر مورد توجه برخی از مدرسان و سخنرانان قرار گرفته مشروط بر رعایت برخی الزامات می‌تواند دارای کارکردهای مثبتی باشد. این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی سامان یافته، با بررسی نمونه‌های متعدد از برداشت‌های استحسانی، ضمن بیان برخی کارکردهای مثبت این گونه برداشت‌ها از قرآن، به بیان برخی آسیب‌های آنها پرداخته است. یافته‌های این پژوهش نشان از آن دارد که مهم‌ترین آسیب این گونه برداشت‌ها عبارت است از تلاش برای اثبات بدیهیات با آیات قرآن، ناسازگاری با دلالت و ظهور آیه، ناسازگاری با ظهور دیگر آیات قرآن و مخالفت با منطق قرآن و داده‌های عقلانی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>وجه دیگر مسئله دین و اخلاق: از وابستگی تا تنش</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_737228.html</link>
      <description>مسئله دین و اخلاق عمدتاً در قالب رد و قبول ادعای وابستگی طرح می‌شود. کسانی از وابستگی اخلاق به دین دفاع می‌کنند. در مقابل، کسانی قائل به استقلال اخلاق از دین هستند. در اینجا توضیح می‌دهم که محدودیت این صورتبندی از مسئله چیست و چه بدیلی دارد. صورتبندی نزاع در قالب وابستگی/استقلال اولاً دیدگاه‌هایی بسیار متفاوت را در کنار هم قرار می‌دهد و ثانیاً بعضی مسائل مهم را به حاشیه می‌راند. حال آنکه می‌شود مسئله دین و اخلاق را به صورت تنش/سازگاری فهمید. کسانی که وابستگی اخلاق به دین را نفی می‌کنند، همچنان ممکن است اخلاق را سازگار با دین ببینند یا در تنش با دین. برای توضیح و از باب نمونه به چند استدلال به سود تنش اشاره می‌شود: استدلال نفی معرفت اخلاقی، استدلال نفی فداکاری، استدلال نفی گشودگی و پیشرفت، و استدلال نفی احتیاط. در هر مورد، چالشی در مقابل استدلال نیز طرح می‌شود. با این حال، در مجموع این استدلال‌ها و موارد مشابه بناست نشان دهند که قول به تنش پیش‌پاافتاده نیست و بحث و بررسی مستقل می‌طلبد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل برساخت‌گرایانه از برخی مسائل اصول فقه در پرتو نظریة جان رالز</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_733404.html</link>
      <description>برساخت‌گرایی، مفهومی است که در تفسیر کانتی از اخلاق ریشه دارد و جان رالز، فیلسوف آمریکایی، آن را در بنیادگذاری اصول عدالت و نظریۀ &amp;amp;laquo;عدالت به‌مثابۀ انصاف&amp;amp;raquo; بسط و سامان فلسفی بخشید. برساخت‌گرایی اخلاقی بر این باور است که اصول اخلاقی نه واقعیت‌هایی مستقل و پیشین، بلکه محصول توافق عقلانی میان فاعل&amp;amp;rlm;های اخلاقی در فرایندی فرضی یا آرمانی‌اند. این پژوهش می‌کوشد با تکیه بر صورت‌بندی رالز از نظریۀ برساخت‌گرایی، امکان به‌کارگیری آن را در تحلیل مسایل اصول فقه اسلامی بررسی کند. روش تحقیق، تحلیلی ـ مفهومی و تطبیقی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که برخی مسائل اصولی، همچون نظریۀ تصویب، إجزاء، عدول از فتوا و اجتهاد در فرض انسداد، قابلیت تفسیر برساخت‌گرایانه دارند؛ بدین معنا که در این موارد، حکم شرعی نه امری از پیش موجود، بلکه متکی بر فرایند عقلانی اجتهاد است. هدف نهایی مقاله، گشودن افقی نو برای گفت‌وگوی میان‌فرهنگی میان فلسفۀ اخلاق مدرن و سنت فقهی اسلامی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هوش مصنوعی، آگاهی و باورهای دینی</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_738174.html</link>
      <description> در این نوشتار در پی آنیم نشان دهیم باور به اینکه روزی هوشی مصنوعی، آگاه و مختار به دست آدمی ساخته خواهد شد با باور به آموزه‌های ادیان ابراهیمی دربارهٔ پیدایش و چیستی روح/نفس آدمی، بقای آن یا پاداش و مجازات اخروی آن، سازگار است. ساختار مقاله چنین است: ابتدا به‌اختصار تمام، تاریخچه و انواع هوش مصنوعی بیان می‌شود. سپس، مباحثی چند از فلسفهٔ هوش مصنوعی و ویژگی‌های هوش انسانی، یعنی آن موضوعاتی که به نظر می‌رسد ارتباط بیشتری با آموزه‌های دینی دارند، ارائه می‌شوند. در پایان به ارتباط بین باورهای برآمده از ساخت هوش مصنوعی توسط انسان با باورهای برآمده از آموزه‌های دینی در مورد مقولاتی چون هویت انسانی، بقای نفس، معاد، ثواب و عقاب اخروی خواهیم پرداخت. نتیجهٔ نهایی نوشتار این است که حتی اگر روزی، هوش مصنوعی، پدیده‌ای ی‌ایشبیه به هوش انسانی از جهت آگاهی و اختیار شود با آموزه‌های دینی ناسازگاری نخواهد داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی احتمال حکم ولایی بودن زکات از منظر آیه الله منتظری</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_735286.html</link>
      <description>زکات به‌عنوان یکی از مهم‌ترین واجبات دینی در شریعت اسلامی، همواره مورد توجه فقهاء بوده و تلقی غالب آنان بر شرعی بودن حکم آن است. با این حال، آیت‌الله منتظری برای نخستین بار در میان فقهاء شیعه، احتمال ولایی بودن حکم زکات را مطرح ساخته است؛ احتمالی که در صورت پذیرش، پیامدهای نظری و عملی قابل توجهی در حوزه فقه حکومتی و مدیریت منابع مالی مسلمانان خواهد داشت. این نوشتار با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوا، به بررسی دقیق این دیدگاه پرداخته و ضمن تبیین دلایل موافق، چالش‌های اساسی پیش‌روی آن را نیز مورد توجه قرار داده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بر اساس فروض و مبانی آیت‌الله منتظری، می‌توان ادعای ایشان را تا حدی تأیید کرد؛ البته این تأیید مشروط به حل دو چالش مهم است: نخست، روایات متعدد که بر انحصار زکات در نه مورد دلالت دارند؛ و دوم، ماهیت عبادی زکات که پذیرش ولایی بودن آن را با دشواری‌هایی همراه می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اسلام اجتماعی در رویکرد آیت‌الله سیستانی</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_737227.html</link>
      <description>این پژوهش به تحلیل الگوی &amp;amp;laquo;اسلام اجتماعی&amp;amp;raquo; آیت‌الله سیستانی در عراق پس از ۲۰۰۳ می‌پردازد. پرسش اصلی این است که چگونه آیت‌الله سیستانی &amp;amp;laquo;راه سومی&amp;amp;raquo; میان سکولاریسم افراطی و اسلام سیاسی حاکمیت‌محور ارائه داده است؟ با بهره‌گیری از چهارچوب نظری پسا‌سکولاریسم و تحلیل گفتمانی انتقادی، یافته‌ها نشان می‌دهد که آیت‌الله سیستانی با سه استراتژی کلیدی عمل کرده است: (الف) ترجمه هابرماسی؛ (ب) اقتدار خبروی؛ (ج) پذیرش دولت مدنی با قانون وضعی موافق شریعت. این مدل موفقیت نمادین داشت، اما در نهادینه‌سازی راه دشواری در پیش دارد. نتیجه اصلی این است که &amp;amp;laquo;اسلام اجتماعی&amp;amp;raquo; آیت‌الله سیستانی نمونه‌ای بومی از پسا‌سکولاریسم اسلامی است که امکان &amp;amp;laquo;تفکیک عملکردی&amp;amp;raquo; دین و سیاست را در تشیع اثبات کرد، اما بقای آن مستلزم نهادینه‌سازی &amp;amp;laquo;اقتدار خبروی&amp;amp;raquo; مستقل از کاریزمای شخصی است.افزون بر این، شواهد پژوهش نشان می‌دهد که مدل آیت‌الله سیستانی توانسته است نوعی همزیستی میان ساختار مدرن دولت و سنت دینی ایجاد کند، بی‌آن‌که یکی بر دیگری سلطه یابد. همچنین این الگو ظرفیت آن را دارد که به‌عنوان یک چهارچوب نظری قابل تعمیم در تحلیل رابطه دین و دولت در جوامع متکثر پساجنگ مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت، بر اساس داده‌ها می‌توان گفت که &amp;amp;laquo;اسلام اجتماعی&amp;amp;raquo; آیت‌الله سیستانی بیش از آن‌که پروژه‌ای سیاسی باشد، طرحی اجتماعی ـ اخلاقی برای بازسازی دولت و جامعه در شرایط شکننده عراق است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی انتظارات فارابی از دین با تکیه بر دیدگاه‌های فلسفی وی</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_735285.html</link>
      <description>در این مقاله، تلاش شده است تا با تاکید بر دیدگاه‌های فلسفی ابونصر محمد بن محمد فارابی، فیلسوف مسلمان سده چهارم هجری، مانند تعریف دین به نظامی جامع و فراگیر که باید به نیازهای فردی و اجتماعی انسان پاسخ دهد یا تأکید وی بر سعادت فردی به معنای کمال و تجرد عقلانی و سعادت اجتماعی به معنای تحقق جامعه‌ای فاضل و عادل، انتظارات وی از دین بیان شده و در نهایت، در ارزیابی دیدگاه‌های وی، انتظار وی از دین متناسب با نیازهای سطوح عالی انسان، توجه به زبان تمثیلی متون مقدس برای عموم مردم،استفاده وی از نظریه‌های فلسفی برای دفاع از آموزه‌های دین و تأکید بر کارکرد اجتماعی دین متناسب با شرایط تاریخی از نکات برجسته دیدگاه او شمرده شده است. اما در انتقاد از دیدگاه های وی، بیان شده است که اولا تعریف او از سعادت و مدینه فاضله آرمانی است ثانیا دیدگاه وی درباره نسبت دین و فلسفه مستلزم تقلیل دین به فلسفه است ثالثا دیدگاه وی درباره دین، برغم گستردگی دامنه آن، همه ابعاد دین را دربر نمی‌گیرد و از این جهت هم، مستلزم تقلیل دین به برخی ابعاد دین است رابعا اگرچه، طبق دیدگاه وی درباره دین، دین به نیازهای معرفتی، اخلاقی، روانی و اجتماعی انسان‌ها پاسخ دهد ولی بنظر می‌رسد که انتظار پاسخ گویی انحصاری دین به تمام این انتظارات بسیار دشوار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تسری قاعده تفویض دین به معصوم(ع) در تخفیف مجازات‌ها در عصر غیبت و مقایسه آن با دیگر ادله تخفیف مجازات در فقه امامیه و مذاهب اهل‌سنت</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_737229.html</link>
      <description>مسأله &amp;amp;laquo;اقامه حدود و تعزیرات در عصر غیبت&amp;amp;raquo; از دیرباز یکی از چالش‌های اساسی فقه امامیه به شمار می‌آمد؛ زیرا نصوص نقلی صراحتاً ولایت تشریع و اجرا را به معصومان(ع) اختصاص داده، اما در غیبت امام امکان دسترسی مستقیم به ایشان وجود ندارد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و از طریق بررسی عمیق منابع نقلی (قرآن، احادیث اهل‌بیت(ع)) و مبانی عقلی &amp;amp;laquo;تفویض دین&amp;amp;raquo; به معصومان، دیدگاه‌های موافق و مخالفِ جواز اجرای حدود توسط فقهای جامع‌الشرایط را شناسایی و تبیین می‌کند. نتایج نشان می‌دهد که اکثریت فقهای امامیه با اتکا به &amp;amp;laquo;تفویض تشریعی&amp;amp;raquo; و برخی از روایات اهل‌بیت(ع)، جواز اجرا و در عین حال ضرورت &amp;amp;laquo;تخفیف مبتنی بر احتمال عفو امام&amp;amp;raquo; را در عصر غیبت پذیرفته‌اند. در مقابل، گروهی اجرای حدود را منحصراً به امام یا نایب خاص محدود می‌دانند که عمده اختلافات آن‌ها در زمینه &amp;amp;laquo;شرایط حکومتی و عدالت‌محور بودن فقها&amp;amp;raquo; است. در این پژوهش، مبانی تخفیف مجازات در فقه حنبلی، حنفی، مالکی و شافعی و فقه امامیه بررسی گردیده و سپس به‌طور ویژه به تبیین دلالت‌های فقهی آن پرداخته می‌شود. درنهایت پیشنهاد می‌گردد آیین‌نامه فقهی-حقوقی معینی برای &amp;amp;laquo;اجرای محدود و مشروط احکام کیفری در عصر غیبت&amp;amp;raquo; تدوین شود تا هم &amp;amp;laquo;استمرار عدالت اسلامی&amp;amp;raquo; تضمین گردد و هم &amp;amp;laquo;احتمال تخفیف مورد نظر امام(ع)&amp;amp;raquo; محفوظ بماند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه تسلط بر نفس و تسلط بر مال و تأثیر آن در مسائل جدید فقهی</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_733414.html</link>
      <description>قاعده تسلیط، به عنوان یکی از قواعد بنیادین فقهی، ناظر بر حق تصرف و سلطه انسان بر اموال خود است. اما پرسش مهمی که مطرح می‌شود این است که آیا می‌توان دامنه این قاعده را تا جایی گسترش داد که شامل سلطه انسان بر نفس یا بدن خودش هم شود؟ یعنی، آیا قاعده تسلیط می‌تواند مبنایی برای مشروعیت‌بخشی به تصرفات بدنی مانند اهدای عضو، خودکشی یا سایر تصرفات فرد در بدنش باشد؟ در این پژوهش، با بررسی دیدگاه‌ها و مستندات فقهی، همچنین نقد استدلال‌هایی مانند قیاس اولویت، سیره عقلا و ادله نقلی، روشن می‌شود که قاعده تسلیط صرفاً دلالت بر اموال دارد و برای اثبات سلطه انسان بر نفس خویش، دلیل کافی فراهم نمی‌کند. در نهایت، این نتیجه به دست می‌آید که گرچه دیگران بدون اجازه، مجاز به تصرف در جان و بدن انسان نیستند، اما این امر به معنای ولایت تام فرد بر نفس خود تلقی نمی‌شود.بر این اساس، ضرورت دارد مسائل نوپدید فقهی مربوط به جان و بدن، از جمله اهدای عضو، با دلایل مستقل و قواعد خاص خود مورد بررسی قرار گیرند و نمی‌توان صرفاً با توسعه قاعده تسلیط، پاسخگوی این مسائل بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد بنای عقلا در فقه جزایی اسلام</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_737230.html</link>
      <description>بنای عقلا به معنای سلوک عملی خردمندان بر انجام یا ترک کاری بدون دخالت و تأثیر عوامل مکانی، زمانی، دینی و... تعریف شده است. هدف این پژوهش، تبیین جایگاه و کاربرد بنای عقلا در فقه جزایی اسلام و تبیین ظرفیت آن در حل برخی چالش‌های فقهی در دنیای معاصر است چرا که فقیه می‌داند اسلام دینی جهانی است واحکام آن هم باید جهانی باشد و لذا احکامی که تابع زمان، مکان، و جامعه حاکم بر آن زمان بوده با احکام واقعی اسلام تمایز قائل شد. این امر اهمیت بناهای عقلایی را بیشتر نمایان می‌سازد. در این راستا، ابتدا مفهوم بنای عقلا و اقوال مختلف در حجیت آن از منظر علمای اصول فقه تبیین گردیده و سپس حوزه تأثیرگذاری آن در نظام احکام جزایی مورد تحلیل قرار گرفته است. روش تحقیق در این مقاله توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مطالعه منابع کتابخانه‌ای است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که بنای عقلا در فقه جزایی دارای کارکردهای متعددی است از جمله 1. نقش آن در فهم و تفسیر ادله شرعی جزایی 2.استناد به آن به‌عنوان اصل اولی در موارد فقدان دلیل خاص 3.کارکرد آن به‌عنوان مرجح در تعارض ادله. بر اساس نتایج این پژوهش، بهره‌گیری از بنای عقلا در عرصه فقه جزایی موجب می‌شود با واقعیت‌های اجتماعی و عقلایی نزدیک‌تر شده و نظام جزایی اسلام از انسجام و کارآمدی بیشتری برخوردار گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش هوش مصنوعی در بازتعریف ساختارهای اجتماعی و معنویت دینی</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_733405.html</link>
      <description>هوش مصنوعی (AI)، با قابلیت پردازش داده‌های کلان و تصمیم‌گیری خودکار، ساختارهای اجتماعی و معنویت دینی را بازتعریف کرده است. این پژوهش تأثیرات این فناوری بر الگوهای ارتباطی، نقش‌های شغلی، و نهادهای دینی را بررسی کرده و چالش‌هایی نظیر انزوای اجتماعی، نابرابری طبقاتی، و مکانیکی شدن تجربه دینی را تحلیل می‌کند. مسئله محوری، دوگانگی فرصت‌ها و تهدیدهای هوش مصنوعی در حفظ انسجام اجتماعی و اصالت معنوی است. روش پژوهش، رویکرد کیفی مبتنی بر تحلیل محتوای متون علمی و دینی با بهره‌گیری از نظریه‌های جامعه‌شناختی و الهیاتی است. یافته‌ها نشان می‌دهند که هوش مصنوعی با جایگزینی تعاملات انسانی با سیستم‌های خودکار، پیوندهای اجتماعی را شکننده و خطر انزوای اجتماعی را افزایش داده است. اتوماسیون مشاغل سنتی، بیکاری اقشار کم‌مهارت و تعمیق شکاف طبقاتی را به دنبال داشته است. در حوزه دینی، خدمات مذهبی خودکار، مفاهیم اراده آزاد و مسئولیت اخلاقی را به چالش کشیده و تجربه معنوی را داده‌محور کرده است. کاهش مرجعیت نهادهای دینی نیز از پیامدهای این تحولات است. با این حال، هوش مصنوعی با بهینه‌سازی تخصیص منابع و ترویج ارتباطات مبتنی بر ارزش‌های اخلاقی، می‌تواند انسجام اجتماعی و دینی را تقویت کند. این پژوهش بر ضرورت مدیریت اخلاقی هوش مصنوعی برای ادغام ارزش‌های انسانی و دینی تأکید دارد تا تعادلی میان پیشرفت فناوری و حفظ هویت اجتماعی و معنوی برقرار شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربست قواعد لاضرر و اتلاف در ضمان و مسئولیت ناشی از تخریب محیط زیست</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_737226.html</link>
      <description>حفاظت از محیط زیست، بر پایه مبانی و قواعد فقه اسلامی، واجد ماهیتی دوگانه و دربردارنده تکالیف فردی و حکومتی است. با توجه به گسترش بی‌سابقه مسائل زیست‌محیطی در عصر حاضر و عدم طرح گسترده این موضوعات در زمان تشریع احکام، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که قواعد فقهی، به‌ویژه قاعده لاضرر و اتلاف، تا چه میزان قابلیت تبیین مسئولیت ناشی از تخریب محیط زیست و ضمانت اجرای آن را دارند؟ پژوهش حاضر با هدف پاسخ به این پرسش و تبیین جایگاه فقهی محیط زیست، به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. در این راستا، ضمن بررسی ماهیت فقهی منابع زیست‌محیطی و امکان الحاق آن به حوزه انفال، انواع خسارات زیست‌محیطی تحلیل شده و سپس با استناد به قواعد یادشده، مبانی مسئولیت عامل زیان و ضمانت اجرای آن بررسی گردیده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که این قواعد از ظرفیت قابل‌توجهی در توجیه فقهی مسئولیت مدنی در قبال تخریب محیط زیست برخوردارند و می‌توانند به‌عنوان مبنایی کارآمد در نظام حقوقی معاصر مورد استفاده قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربست روش اجتهادی شیخ انصاری در تحلیل فقهی معنای هنر</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_735149.html</link>
      <description>در فرایند استنباط احکام فقهی، شناخت موضوعات، حدود و ثغور آن‌ها نقش تعیین کننده‌ای دارد. هنر از موضوعاتی است که تعیین حکم فقهی آن، بستگی به شناخت مفهوم آن دارد. در این مقاله تلاش شده است تا با روش اجتهاد در معناشناسی، تعریف مشخصی از هنر ارائه شود. روش اجتهاد در معنا، شیوه‌ای پویا در کشف معنای عناوین فقهی است که از سوی فقها نواندیش چون شیخ انصاری، علامه‌نراقی، صاحب‌جواهر و اصفهانی مورد استفاده بوده است. نگارنده به هدف تحلیل فقهی مفهوم هنر، با استفاده از روش اجتهاد در معنا با رویکرد توصیفی تحلیلی، در‌صدد برآمده تا برای هنر در چارچوب فقه تعریف موجهی ارائه نماید. نتایج تحقیق چنین نشان می‌دهد که روش اجتهاد در معنا جهت تحلیل عناوین فقهی کارآمد است. نتیجه کاربست این روش در تحلیل معنای هنر، ارائه تعریف مفهومی از هنر است که از منظر فقه عبارت است از &amp;amp;laquo;تخیل ظهور یافته در صورتِ زیبای اعجاب برانگیز حکایت‌گر&amp;amp;raquo;. با توجه به تعریف یادشده، سایر اوصافی که در کلام فقهاء آمده، واجد حیث تعلیلی هستند و واسطه در عروض حکم هستند و در تحقق مفهوم هنر موضوعیت ندارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی دیدگاه‌های معاصر درباره آیات ربا در قرآن کریم: با تأکید بر آرا بلعید، شحرور، قرضاوی و العشماوی</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_738173.html</link>
      <description>مسئله تحریم ربا در اقتصاد معاصر، چالش کلیدی فقه اقتصادی اسلام است که تفاوت‌های ساختاری عصر نزول و دوران مدرن را برجسته می‌کند. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی تطبیقی، دیدگاه‌های چهار متفکر برجسته (صادق بلعید، محمد شحرور، یوسف قرضاوی و محمد سعید العشماوی) را درباره تفسیر آیات ربا و پیامدهای فقهی - اجتماعی تحلیل کرده است. همه متفکران بر استثماری بودن ربای جاهلی توافق دارند، اما نتیجه‌گیری‌های عملی متفاوت است: قرضاوی با رویکرد سنتی، بهره بانکی را ربای حرام دانسته و بانکداری اسلامی مبتنی بر عقود مشارکتی را پیشنهاد می‌کند. بلعید با روش هرمنوتیکی، بهره بانکی مدرن (بر اساس ارزش زمانی پول) را خارج از تحریم قرآنی می‌بیند. شحرور با نظریه حدود، تحریم را محدود به ربای چندبرابر کرده و بهره معقول را مجاز می‌شمارد. العشماوی با رویکرد مقاصدی، ملاک را استثمار و ظلم قرار داده، نه صورت ظاهری معامله. پژوهش نتیجه می‌گیرد که راه‌حل پایدار در ترکیب خلاقانه قوت‌های این رویکردها و گفتگوی سازنده میان جریان‌های فقهی است. در نهایت، این پژوهش نشان می‌دهد که راه‌حل پایدار در ترکیب خلاقانه قوت‌های این رویکردها و گفتگوی سازنده میان جریان‌های فقهی نهفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد و بررسی برداشت هفت زمین از &amp;laquo;وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ&amp;raquo; در آیۀ دوازدهم سورۀ طلاق و نسبت آن با دانش جدید</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_734157.html</link>
      <description>آخرین آیهٔ سورهٔ طلاق از &amp;amp;laquo;خلق هفت آسمان و مانند آنها از زمین&amp;amp;raquo; سخن گفته است. تمرکز مفسران ذیل این آیه حول مسئلهٔ مقصود از &amp;amp;laquo;مثلهنّ&amp;amp;raquo; و تشابه بین آسمان‌ها و زمین (عدد، طبقه‌ای بودن، کروی بودن، قدرت الهی و &amp;amp;hellip;)، شکل گرفته است. هدف این مطالعه بررسی این مسئله است که بیشتر مفسران بر چه اساسی و با چه دلایلی وجه مشابهت را در عدد دانسته‌اند و چگونه این تفسیر با نداشتن قرائن متنی کافی به تفسیر مشهور تبدیل شده است. این مطالعه با روش تحلیل متنی، نقد روایات، نقد دیدگاه‌های مفسران و کیهان‌شناسی تطبیقی به سه دسته یافته کلیدی رسیده است: 1. یافته‌های متنی: ناسازگاری تفسیر هفت‌زمین با کاربرد مفرد &amp;amp;laquo;ارض&amp;amp;raquo; در همه آیات قرآن؛ 2. یافته‌های روایی: اتکای تفسیر مشهور بر روایات ضعیف با خاستگاه افسانه‌ای و 3. یافته‌های روش‌شناختی: غلبه سنت تفسیری بر تحلیل متن در فرایند فهم قرآن. بررسی‌ها نشان می‌دهد متن آیه، حاکی از مفرد بودن زمین است و تنها وجه مشابهت محتمل در &amp;amp;laquo;مثلهن&amp;amp;raquo; در عدد نیست. مطالعهٔ حاضر نتیجه می‌گیرد تفسیر مشهور هفت‌زمین از این آیه، تحت تأثیر سه عامل اصلی شکل گرفته است: نخست، روایاتی که بازتاب‌دهنده باورهای کیهان‌شناسی باستانی هستند؛ دوم، تعمیم روایاتی که عبارت هفت‌زمین در آنها مصداق دیگری دارد؛ سوم، سنت تفسیری که سبب تداوم این برداشت تا دورهٔ معاصر و نادیده گرفتن یافته‌های قطعی کیهان‌شناسی امروزی شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>علم قدسی در برابر علم مدرن در اندیشه سید حسین نصر؛ بازتاب مبانی معرفت‌شناختی و پیامدهای سیاسی در سنت‌گرایی معاصر</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_737231.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی تقابل بنیادین علم قدسی و علم مدرن از منظر سنت‌گرایان معاصر می‌پردازد. این پژوهش با رویکردی تفسیری-تحلیلی و با توجه به زمینه‌های فکری و تاریخی شکل‌گیری اندیشهٔ سنت‌گرایان نشان می‌دهد که نقد ریشه‌ای ایشان از علم جدید، نه نقد صرفاً فنی، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از نفی تمام‌عیار جهان‌بینی تجدد و پیامدهای سیاسی-اجتماعی آن است. مقاله در سه بخش اصلی سامان یافته است: نخست، تمایزات معرفت‌شناختی و متافیزیکی علوم سنتی و مدرن تبیین می‌شود. دوم، نقد علم سکولار و تکنولوژی مدرن در پرتو مفاهیمی چون قداست‌زدایی از طبیعت و بحران معنا تحلیل می‌شود. سوم، جایگاه محوری علم قدسی در ترسیم نظام سیاسی مطلوب سنت‌گرایان که مبتنی بر اصل عدم مساوات و ولایت فیلسوف-حکیم است، مورد واکاوی قرار می‌گیرد. استدلال اصلی مقاله آن است که از نگاه سنت‌گرایانی چون نصر، احیای علم قدسی تنها راه برون‌رفت از بحران‌های چندبعدی جهان متجدد و احیای نظم سیاسی مبتنی بر حقایق ازلی و ابدی حکمت خالده است. برای غنای تحلیل، مثال‌های تاریخی از سنت‌های غیراسلامی (هند باستان و چین سنتی)، مقایسه با متفکران ایرانی، راهکارهای عملی برای احیای علم قدسی و نقش نصر در گفت‌وگوهای میان‌فرهنگی نیز بررسی شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی تطور معناشناختی &amp;laquo;اعجمی&amp;raquo; در آیه 103 سوره نحل: تحلیل تعامل گفتمان‌های کلامی و تفاسیر قرآنی</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_733415.html</link>
      <description>این پژوهش با روش تحلیل انتقادی تاریخی به بررسی تطور معناشناختی واژه &amp;amp;laquo;اعجمی&amp;amp;raquo; در آیه 103 سوره نحل می‌پردازد. تحول معنایی واژه &amp;amp;laquo;اعجمی&amp;amp;raquo; را می‌توان در چهار دوره تاریخی پیگیری کرد. در نخستین دوره، (قرون اول تا چهارم)، مفسران این واژه را صرفاً در چارچوب زمینه تاریخی نزول آیه و به معنای سخن گفتن به زبانی غیر از عربی تفسیر می‌کردند. در دوره دوم (قرون پنجم و ششم)، معنای آن گسترش یافت و ارتباط اولیه با مفهوم اعجاز برقرار شد. دوره سوم (قرن هفتم) با آثار فخر رازی و بیضاوی، نقطه عطف این تحول معنایی به شمار می‌رود؛ زیرا در این دوره &amp;amp;laquo;اعجمی&amp;amp;raquo; به صراحت در چارچوب نظریه اعجاز زبانی قرآن بازخوانی شد و به دلالتی جدید و تأثیرگذار بدل گردید. در دوره چهارم (قرن هشتم تا پانزدهم)، پیوند میان &amp;amp;laquo;اعجمی&amp;amp;raquo; و نظریه اعجاز قرآن تثبیت شد و خوانش متأخر (اعجاز محور) جایگزین خوانش متقدم گردید. نکته قابل توجه، تأخیر زمانی معنادار بین نظریه‌پردازی‌های کلامی-ادبی دانشمندانی چون رمانی، خطابی و باقلانی در قرون چهارم و پنجم با بازتاب آن‌ها در تفاسیر قرآنی است. تحلیل بسترهای فرهنگی-اجتماعی نشان می‌دهد که سه جریان اصلی در این تحول نقش داشته‌اند: مجادلات با اهل کتاب، جنبش شعوبیه، و مناظرات کلامی میان معتزله و اشاعره.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاب‌آوری دینی مسلمانان در عصر علم</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_737232.html</link>
      <description>این مقاله به شکافی توضیحی در روند جهانی دینداری می‌پردازد: از حدود سال ۲۰۰۷ به بعد، در بسیاری از کشورها برخی شاخص‌های دینداری فردی، مانند اهمیت خدا در زندگی و مشارکت آیینی، کاهش یافته‌اند؛ اما جوامع با اکثریت مسلمان در همین شاخص‌ها، سطوح بالای دینداری را با ثبات نسبی حفظ کرده‌اند. این تفاوت پرسش از سازوکارهای &amp;amp;laquo;تاب‌آوری دینی&amp;amp;raquo; را پیش می‌کشد. مقاله با نقد روایت مدرنیزاسیون‌محور از سکولاریزاسیون ــ که گاه توسعه علم، فناوری و عقلانی‌شدن را علت خطی و جهان‌شمول افول دین می‌داند ــ استدلال می‌کند اثر علم بر دینداری، زمینه‌مند، غیرخطی و وابسته به بافت‌های فرهنگی و اجتماعی است. بر پایه شواهد ثانویه از پیمایش ارزش‌های جهانی (WVS)، عرب‌بارومتر و یافته‌های پروژه RASIC درباره نگرش دانشمندان به دین، چارچوبی سه‌لایه پیشنهاد می‌شود: در لایه معرفتی‌ـ‌متنی، ظرفیت‌های درونی اسلام برای تفسیر و همساز کردن دانش جدید برجسته می‌شود؛ در لایه تاریخی‌ـ‌نهادی، حافظه همزیستی دین و دانش در تمدن اسلامی و الگوهای آموزشیِ کاهش‌دهنده تعارض بررسی می‌شود؛ و در لایه هویتی‌ـ‌فرهنگی، نقش معنا، مناسک، زبان دینی و تجربه استعمار در تولید انسجام اجتماعی تبیین می‌گردد. جمع‌بندی مقاله آن است که &amp;amp;laquo;سازگاری اجتماعی‌شده علم و دین&amp;amp;raquo; ــ و نه انکار علم یا عقب‌ماندگی علمی ــ یکی از عوامل کلیدی کندی افول دینداری در جوامع مسلمان است؛ ازاین‌رو توضیح این تفاوت‌ها مستلزم رویکردی چندبعدی و زمینه‌محور است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی تنزیلی نهادینه سازی آیات معاد در سور مکی</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_733416.html</link>
      <description>معاد، پس از توحید، بنیادی‌ترین رکن الهیات اسلامی است و نقشی محوری در تعیین نسبت انسان با مرگ، مسؤولیت و حیات جاودان دارد. این پژوهش با رویکرد تنزیلی، بر پایه تحلیل محتوای آیات معاد در سوره‌های مکی، می‌کوشد الگوی تدریجی نهادینه‌سازی این باور را در متن دعوت نبوی بازسازی کند. روش تحقیق، توصیفی ـ تحلیلی است و دو متغیّر &amp;amp;laquo;ترتیب نزول&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تنوع مخاطب&amp;amp;raquo; را محور قرار می‌دهد. یافته‌ها نشان می‌دهد پیامبر اکرم(ص) در برابر انکار نظام‌مند معاد، از راهبردی چندمرحله‌ای و مخاطب‌محور بهره برده و چهار بُعد تطوری، روان‌شناختی، جامعه‌شناختی و سبک‌شناختی را در سامان‌دهی پیام قرآنی به کار گرفته است. مؤلفه‌هایی مانند تصاعدِ استدلالی، تحول خطاب، توازن عذاب و رحمت و پیوند توحید ـ نبوت ـ معاد، ابزار اقناع ذهنی و تحریک عاطفی مخاطبان بوده‌اند. نتیجه آن است که قرآن، با ترکیب محتوا و روش، الگویی چندلایه برای تثبیت ایمان به معاد ارائه کرده که امروز نیز می‌تواند در تعلیم اعتقادات و گفتمان‌سازی دینی به کار رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد نئوآتئیسم داروینی از زاویه نگاه جریان‌های منتقد غربی</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_738126.html</link>
      <description>از زمان تولد الحاد جدید که سردمدارانش آن را الحاد علم بنیاد معرفی می‌کنند، حدود ربع قرن گدشته است. دراین زمان نسبتا کوتاه شاخه مبتنی بر زیست شناسی تکاملی در الحاد جدید که از آن با عنوان نئوآتئیسم داروینی نیز یاد می‌شود، پرچالشترین حوزه الحاد جدید بوده و رد و اثباتهای پرشماری را به خود دیده است. برخلاف ادعای نئوآتئیستهای داروینی، برداشت الحادی از نظریه تکامل داروین حتی به مدد اکتشافات جدید سلولی و ژنی، حرف آخر در زمینه نسبت میان علم و دین و در حوزه باور به خدا در عصر علم نبوده و گروههای متعدد قابل توجهی در محافل آکادمیک غربی در مقابل آنها صف آرایی کرده اند. این مقاله با روش مروری قصد دارد تا با ارائه گزارشی از جریانهای غربی منتقد نئوآتئیسم داروینی، انتقادات اندیشمندان غربی بر این شاخه الحادی را پررنگ و در برخی موارد تحلیل نماید. داده‌های این مقاله وجود حداقل پنج گروه مخالف با برداشت الحادی از نظریه تکامل را به دست می‌دهد. گروههایی که با روشهای گوناگون، از علمی گرفته تا فلسفی و معرفت شناسی، به نقد الحاد نوداروینی پرداخته‌اند. در این مقاله مهمترین شخصیتها و آثار مکتوب و بعضا شفاهی از هر گروه مورد معرفی قرار می‌گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین و بررسی تئودیسه‌ دفاع از اختیار در توجیه شرور</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_734054.html</link>
      <description>این نوشته به بررسی و نقد تئودیسه دفاع از اختیار می‌پردازد. نظریه ای که مسئولیت شرور اخلاقی را بر عهده انسان می‌گذارد و با تاکید بر آزادی اراده، وجود شرور اخلاقی را با باور به خدای قادر مطلق و خیرخواه محض توجیه می‌کند. آگوستین و پلانتینگا از جمله مدافعان و قائلان به این دیدگاه هستند که معتقدند آزادی انسان هرچندبا رنج و شرور همراه است، اما امکان ظهور و وجود فضایل اخلاقی و معنوی را فراهم می‌سازد. در این مقال، با تحلیل سفر پیدایش در کتاب مقدس، و دیدگاه سنتی با نقدهای معاصر که ترکیبی از دیدگاه‌های فلسفی و کلامی و اخلاقی است،محدویت‌های این تئودیسه نشان داده می‌شود: از جمله معضل توجیه و تبیین شدت و حدت شرور تاریخ بشر، تناقض و تعارض میان علم وقدرت مطلق و خیوخواهی خداوند و آزادی انسان ، و وابستگی این نظرگاه به روایت هبوط آدم و حوا. البته به نقدهای ارائه شده پاسخ داده شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کانت و خداباوری</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_738125.html</link>
      <description>kHچکیده: ایمانوئل کانت تأثثرگذارترین فیلسوف عصر روشنگری است که آثار وی در همه حوزه های فکری، از علم و فلسفه تا دین و اخلاق، در همه اعصار پس از خوداش،به وضوح قابل مشاهده است. از جمله تأثیر شگرف وی بر الاهیات و خداباوری چنان است که می توان ادعا کرد که الاهیات مدرن مسیحی کاملاً کانتی است؛ درباره این تأثیر در میان مفسران و شارحان کانت دو رای وجود داشته است؛ در رای نخست ادعا این است که کانت گر چه در نقد عقل نظری، دلایل سنتی اثبات وجو خدا را رد می کند اما در نقد عقل عملی، خدا و دیگر ایده های متافیزیکی را اثبات می کند. در رای دوم ادعا این است که با رد دلایل اثبات وجود خدا در قلمرو عقل نظری، کانت در عقل عملی نه تنها ایده های متافیزیکی را اثبات نمی کند بلکه مبانی آن ایده ها را متزلزل می کند. ما در این نوشتار ضمن تبیین و بررسی این دو رای، رای دوم را اتخاذ کرده و بر آن استدلال آورده ایم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حدیث پژوهی از منظر روش‌های معاصر: بررسی روش‌های تاریخ‌گذاری احادیث در میان خاورشناسان و اصطلاحات نوپدید آن</title>
      <link>https://religion.mofidu.ac.ir/article_733417.html</link>
      <description>با گذشت زمان، نوع مسئله‌ها، روش تحقیق و نظریه‌پردازی اسلام‌شناسان غربی در حوزه مطالعات بیناعلمی در حدیث تطور یافته است؛ ازاین‌رو آشنایی با روش خاورشناسان در تاریخ‌گذاری احادیث و مفاهیم و اصطلاحات آن و میزان ثمربخشی شیوه آنان در تأیید و عدم تأیید روایات از ضرورت‌های این پژوهش است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه‌ای انجام شده است. نخست انواع و روش‌های تاریخ‌گذاری احادیث به‌منزلۀ یکی از روش‌های نوین علمی و گشایش راه‌های جدید برای فهم و درک احادیث، تعریف و تبیین می‌شود و سپس مهم‌ترین مفاهیم و اصطلاحات کاربردی در این زمینه معرفی می‌گردد. نتایج حاکی از آن است که با استفاده از روش تاریخ‌گذاری احادیث، به‌خصوص روش تحلیل اسناد-متن به‌طور توأمان، می‌توان به نتایج کارآمدی چون واضح و آشکار شدن اختلاف اسانید و طرق مختلف راویان حدیث که اکثراً با ترسیم طرق نقل در شبکه اسناد حدیث و نیز به دست آوردن سیر تطوری متون حدیثی که با بررسی منابع مختلفی که این حدیث در آنها نقل‌شده و نیز دستیابی به اطلاعات رجالی راویان و ترجمۀ آنها و فضای تاریخی حدیث و بازیابی اندیشه‌های راوی در مطاوی متون حدیث که گاه به‌صورت توضیحی ذکرشده است، دست یافت. همچنین درک دقیق مطالب پیش‌زمینه‌‌ای و مفاهیم و اصطلاحات نوپدید در حیطه فهم روش تاریخ‌گذاری احادیث از نتایج مهم این پژوهش است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
